سفارش تبلیغ
مرکز داده تبیان
تلنگر
تلنگر
   1   2      >

سلام!


پیش نوشت0: دوباره آمدم، چون دیدم نمی‌شود نگفت! البته فکر نکنید حالا طرف چه می‌خواهد بگوید که دیده است نمی‌شود نگفت؛ نه همان حرف‌های همیشگی است.
شاید می‌خواهم بگویم و بنویسم تا شهوت نوشتنم فروکش کند!
شاید برای برای حفظ ارتباط با هم‌اندیشان. بالاخره آدم است و رفقایش و یک دنیای ...
شاید هم برای اینکه تلنگری باشد به خودم بیشتر از بقیه!
شاید هم... بیخیال! آمدیم دیگر... البته شاید به دلیل مطالعه برای کنکور ارشد و مشکلات کاری نتوانم زود به زود به‌روز کنم.


پیش‌نوشت1: هر گاه بخواهم «به‌روز» باشم و حرف خاصی نداشته باشم، مجبور می‌شوم پست‌های این چنینی بگذارم:


نوشت: جملات وزین سیاست‌مداران دنیا:
لنین: تأثیریک رأی از یک گلوله هم بیشتر است.
چرچیل: تا حقیقت بجنبد، دروغ دنیا را فرا گرفته است.
گاندی: شکست آن نیست که زمین بخوری، آنست که نتوانی بلند شوی.
احمدی‌نژاد: ممه رو لولو برد!


البته باید گفت که احمدی‌نژاد هرگز یک سیاست‌مدار نیست، حداکثر یک احمدی‌نژاد است!


نوشته شده در شنبه 29/8/89ساعت 3:49 عصر توسط یحیی
نظرات دیگران()


پیش نوشت0
با سینه زدن نمی شوی یار حسین         تا روز ابد به پاست پیکار حسین
برخیز که چشم غزه بر غیرت توست        سرباز حسین شو عزادار حسین                           
پیش نوشت1 هر جا گوینده ی لا اله الّا الله است، همان جا مرزهای اسلامی ما تعریف می شود. «مرد خدا، حاج احمد متوسلیان.»
پیش نوشت2 من نمی گویم که همه ی آن چه در زیر آمده است درست است و عین واقع. ولی کلیتش همین است. اگر جایی مشکل دارد رفقا نظر بدهند تا درستش کنیم.
پیش نوشت3 مگر شاه سلطان حسین چه کرد؟ ظرفیت های اجتماعی را هرز داد. نیست این جور؟
پیش نوشت4 قصد توهین به کسی نیست و همه ی آن ها که به آن ها اشاره ای شده است می توانند از خود در همین تارنوشت دفاع کنند. بنده برای بازتاب حرف های آن ها آماده ام و وظیفه ی خود می دانم.
پیش نوشت5 می خواهم وقتی مستضعفین در سختی اند، مصلت های دیپلماتیک به گور برود. می خواهم حالا که یکتاپرستان زیر چکمه ی ستم اند، هیچ کشوری در منطقه که با زورگوها هم دست است آسوده نباشد. می خواهم حاکمان اسلامی وقتی به حریم امت تجاوز شده است هیچ نفعی به کفار نرسانند. می خواهم وقتی وقتی غره در محاصره است راحتی به چشم دنیاپرستان نباشد. اصلاً می خواهم وقتی شب پرستان همهی قوانین میان کشوری را زیر پا گذاشته اند،  ایران همه ی پیمان هایی که دنیای آن ها را تأمین می کند به دیوار بکوبد!
پیش نوشت6 ای کاش وقت بود تا پیش از روایت این چند روزِ، حکایت 13 آبان را می نوشتم.
ادامه مطلب...


نوشته شده در یکشنبه 15/10/87ساعت 8:53 عصر توسط یحیی
نظرات دیگران()

   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
آمدم دگربار!
شاه سلطان حسین های جنبش دانشجویی
ماجرای افطاری آن روز جناح!
[عناوین آرشیوشده]